این اولین پست وبلاگمه که از خونه ی خودم ارسال میشه! خونه خودمون درواقع و کامپیوتر شخصی سجاد! که حالا دونفره شده![]()
![]()
حدود شیش ماه از ازدواجمون و یکم کمتر از یک سال از عقدمون میگذره![]()
خدارو صدهزار مرتبه شکر زندگی اروم و خوبی کنار بهترین مرد دنیا دارم![]()
با ارامشی که حالا دارم وضعیت کنترل ادرارم هم بهتر شده. پوشک نوزادی سایز دو میزارم تو خونه و سعی میکنم بیشتر دستشویی برم. البته انصافا تنبلی و جیش تو پوشک یه اولویت خاصی داره همچنان![]()
![]()
برخورد و رفتار خانواده سجاد هم خیلی خوبه باهام و میبتونم بگم فرقی بین من و سجاد نمیزارن. همین باعث یه علاقه و صمیمیت خیلی عمیق و ارامش بخش بینمون شده![]()
سجاد هم تو خانواده ی من جای خودش و کاملا باز کرده و حساب ویژه ای روش باز کردن. میتونم علاقه و اعتماد عمیق خانوادم و بهش حس کنم و ببینم.از این بابت هم خیلی خوشحالم و به سجاد افتخار میکنم![]()
و اما خونه داری![]()
![]()
معقوله ای است بسیار پیچیده و پیوسته!![]()
بنظرم ایجاد تنوع در زندگی یک اصل بسیااار تا بسیااار مهمه![]()
میزان موفقیت در این کار رو هم میشه از طریق واکنش های همسر در زمان ورود به خونه متوجه شد![]()
- ا الی غذا پختی ![]()
![]()
-نیمرو بخوریم یا یه چیزی از بیرون بگیرم؟! ![]()
-الی پتو ا کجان؟ باز شستیشون؟!!![]()
-ااا خونه رو مرتب کردی ![]()
![]()
- من ظرفا رو میشورم تو یه جم و جور لباسا رو بکن![]()
......
![]()
![]()
اخ اخ بادمجونا اش اومدن
گذاشتم با سرکه بپذن واسه ترشی شکم پر
برم خاموش کنم زیرش و تا حلیم نشدن![]()
زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی...
ما را در سایت زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 178