زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی

متن مرتبط با «پرنده» در سایت زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی نوشته شده است

پرنده صورتی اوازخوان.

  • نیلوبلاگ

    روزی روزگاری پادشاهی بود صاحب قصری بزرگ و باشکوه. درست در کنار پنجره اتاقxa0پادشاه باغی بسیار زیبا وجود داشت.xa0 هر روز از پنجره ی رو به این باغ صدایی بسیار زیبا و دلنشین به گوش میرسید که پادشاه رو مجذوب خودش کرده بود. صدای سحرانگیزی که متعلق به پرنده ای کوچک و صورتی رنگ بود. هر روز که میگذشت طمع پادشاه به داشتن این صدا بیشتر میشد. اون دیگه با شنیدن صدای صبح گاهی پرنده لذت نمیبرد بلکه تو ذهنش نقشه به دام انداختنش رو مرور میکرد. بالاخره با کمک مشاورانش اون پرنده رو اسیر کرد. یک قفس بس...

    ادامه مطلب