زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی

متن مرتبط با «نگران» در سایت زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی نوشته شده است

سلام به مادران سردرگم و نگران آینده❤️

  • نیلوبلاگ

    سلام❤️یه پیام برام اومده به شکل خصوصی و متاسفانه هیچ ایمیل یا راه تماسی نداشتن. پیامی از طرف مادر یه نوزاد دو ماهه که با اکستروفی کلواک بدنیا اومده.میدونم چقدر روزهای سختی رو گذروندین و چقدر درناک بوده براتون. و میدونم که شما در این دنیا تنها مادری نیستین که همچین شرایطی رو میگذرونه. قبل از شما و همزمان با شما و بعد از شما هم زن های زیادی در سراسر دنیا چنین روزی رو دیدن و حسی شاید بدتر از شما رو تجربه کردن.ولی به ما نگاه کنید...ما زنده ایم، زندگی میکنیم،مادرامون و عاشقانه دوست داریم، و وقتی به س...

    ادامه مطلب
  • نگران...

  • نیلوبلاگ

    خیلی خیلی نگرانم. ترسیدم. کمی مردد شدم. برای ادامه ی مسیری که با اطمینان توش قدم برداشتم. نمیدونم این تغییرات موقتی هستن یا بودن و من نمیدیدمشون. کمی تب کردم. جای عملی که دکتر قهستانی خراب کردن عفونت کرده. به توصیه دکترم سفالکسین و شروع کردم.xa0 میترسم مامان. خدایا کمک کنید... +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعتxa00:59&nbsp توسطxa0الیxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب