زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی

متن مرتبط با «مادرم شاعر نیست» در سایت زندگی خصوصی یک بیمار اکستروفی نوشته شده است

مادرم...

  • نیلوبلاگ

    دو سال پیش تو همچین شبی برای اخرین ساعت ها مامانم و میدیدم... حالش خوب نبود... همینجا دراز کشید بود و شام نخورد... مامان دلم خییییلی برات تنگ شده... این روزا نمیدونم به کدوم غم گریه کنم و چطوری صبر کنم.xa0 خدای من.ای مهربانترین مهربانانم. شما رو به غم بی مادری های عزیزانتون قسم میدم مراقب مادرم باشین... یا خیر الحافظین... مادرم رو تو بهشتتون در کنار بهترین بندگانتون جا بدین... که در حق این بنده ی ضعیفتون حق مادری و محبت و تمام و کمال بجا اورد... دین من و شما با سخاوتتون جبران کنید.جز شما کسی و ن...

    ادامه مطلب